حرف هایی که بر دلم ماندند
باوَرَش...نه! زیاد مشکل نیست ، حرفهایی که بر دلم ماندند
آسمانِ تمامِ دنیا را، ابرهای سیاه پوشاندند
آسمان بودنت بدیهی بود ،قبله یعنی نگاهِ غمگینت
و چه احمق شدند دستانی که تو را رو به قبله خواباندند
چشمهایم فقط تو را میدید ، که شبیهِ فرشتهها بودی
و تو را مثلِ تکهای خورشید ، بینِ دستانِ ماه پیچاندند
مثلِ یک قطره نور سُر میخورد ، بدنت روی خاطراتی که
آدمکهای ظاهراً غمگین، دور تا دورِ خانه چرخاندند
گورکن با تمامِ سنگدلیش ، خاک میریخت روی خاطرههام
و تمامِ وجودِ ماهت را ، خاکهای سیاه پوشاندند
تو نبودی که قصه میگفتی ، من نبودم که گریه میکردم
حسِّ یک شعرِ تازه بودی که ، عدهای آیهآیه میخواندند
...

نه کسی گریه میکند بی تو ، نه کسی داد میزند که نرو
باورش هم زیاد مشکل نیست......حرفهایی که بر دلم ماندند

